به برهوت حقیقت خوش آمدید
ناکامی در فیلمسازی مرا به فلسفه کشاند.
" اسلاوی ژیژک"
مدتیه که نوشته ای در وبلاگ حک نکرده ام نمی دانم چرا؟ نه اینکه قلم و تیشه ام کند شده باشدشاید قفس ذهنم پر از پر پرواز است و در انبوه و آشفتگی افکار و اندیشه است که دیر به لانه می رسم و یا شاید ذهنم تعطیل شده باشد کسی چه می داندهر چیزی ممکن است باشد. راستش چند روز پیش وقتی در اینترنت پرواز می کردم و از این شاخه(سایت) به آن شاخه(وبلاگ) می پریدم به لانه دوست عزیزی(به قول خودش این هم آدرس غارش ـ وبلاگش ـ. ) رسیدم که فارغ التحصیل فلسفه غرب است و خوشحال شدم از اینکه او هم به جمع وبلاگها پیوسته است.
پس با اجازه همه دوستان این نوشته را به معرفی مختصری از یک فیلسوف معاصر یعنی اسلاوی ژیژک اختصاص می دهم که البته آشنایی با وی برای دانشجویان ارتباطات بسیار مفید می باشد چرا که بخشی از آثار وی به ارتباطات ، فرهنگ عامیانه و بویژه سینما اختصاص داردبه عنوان مثال کتاب «هنر امر مبتذل» در مورد فیلم «بزرگراه گمشده» اثر دیوید لینچ است .
وی در 21مارس1949 در لیوبلیانا پایتخت اسلوونی که بخشی از یو گوسلاوی بود ، به دنیا آمد در 1975 فوق لیسانس فلسفه گرفت ودر 1977 در کمیته مرکزی اتحادیه کمونیستهای اسلوونیایی فعالیت می کرد ودر 1981 نخستین مدرک دکترای خودرا در فلسفه گرفت و در 1985نیز در روانکاوی از دانشگاه پاریس دکترا گرفت وی در روزنامه ها نیز فعالیت می کرد.
جدای از همه اینها وی در سال 1989 با انتشار کتاب « ابژه متعالی ایدئولوژی» در غرب به شهرت رسید و دو سه سال است که در ایران نیز مطرح شده است.
اصالت فکری کار وی حاصل تلفیق نبوغ آمیز اندیشه های هگل، مارکس و لاکان است.وی متدولوژی اش را از هگل می گیرد در قرائت ژیژک از هگل،دیالکتیک هرگز در نهایت حل نمی شود. مارکس الهام بخش کار ژیژک است ، چون کار وی سهیم شدن در سنت تفکر مارکسیستی ، به ویژه سنت استوار بر نقد ایدئولوژی است. لاکان چارچوب و واژگانی همچون امر نمادین و امر واقعی در اختیار ژیژک قرار می دهد تا او تحلیلهایش را پیش ببرد.
برای حسن ختام این نوشته قسمتی از مقدمه کتاب « به برهوت حقیقت خوش آمدید» ژیژک ترجمه فتاح محمدی را برایتان نقل می کنم: در لطیفه ای از جمهوری دمکراتیک آلمان سابق یک کارگر آلمانی کاری در سیبری پیدا می کند؛او که می داند سانسورچی ها نامه ها را می خوانند، به دوستانش می گوید:" بیایید یک رمز تعیین کنیم:اگر نامه ای که از طرف من در یافت می کنید با مرکب آبی معمولی نوشته شده باشد،بدانید که هرچه نوشته ام دروغ است؛اگر با مرکب قرمز نوشته شده باشد،سراپا دروغ است."یک ماه بعددوستانش اولین نامه را دریافت می کنند که در آن با مرکب آبی نوشته شده است:"اینجا همه چیز عالی است؛ مغازه ها پر،غذا فراوان، آپارتمانها بزرگ و گرم، سینما ها فیلمهای غربی نمایش می دهند و تا بخواهی دختران زیبای مشتاق دوستی- تنها چیزی که نمی توان پیدا کرد مرکب قرمز است".
