تبليغاتX
دیدگاههای انتقادی ارتباطات

دیدگاههای انتقادی ارتباطات

نظریه ، منتقدان ، ابعاد ملی و فرا ملی ، اقتصاد سیاسی

ای کاش معلمم ...

 

چرا وبلاگ را به عنوان رسانه ارتباطی انتخاب کردم و اصلا چی شد که به وبلاگ روی آوردم؟

 

 انسان ها چه بخواهند وچه نخواهند در جامعه بدون ارتباط نمی توانند زندگی کنند و ارتباط لازمه زندگی اجتماعی است .  درهر دوره ای با توجه به سطح   تکامل وسایل تولیدی ( پیشرفت های تکنولوژی و ...)  و سطح تکامل روابط اجتماعی و اقتصادی ، افراد دارای ابزارهای ارتباطی و  شکل های ارتباطی متناسب با آن دوره بوده اند . البته ناگفته نماند که ایجاد و برقراری هر نوع رابطه ای با توجه به شرا یط مختلف و موضوع ارتباط  و سطح ارتباط  و ویژگی های مخاطبان متفاوت و متنوع است. یک ارتباط موفق نیاز به بسیاری چیز ها دارد از جمله اینکه از یک الگوی همگرا و جامع پیروی کرده باشد .

 در ترم جاری درس « نظریه ها و مفاهیم ارتباطات » را با دکتر « عبدالله گیویان » داشتم و روز شنبه امتحان درس برگزار می شود . یکی از برنامه های درسی استادمان ایجاد یک وبلاگ بو د. این بود که به خاطر زنده ماندن در دنیای درس خوانها مجبور شدیم که با گوشه کوچکی از دنیای اینترنت سروکار پیدا کنیم تا دست کم ما هم نمره ای از این درس بگیریم و خلاصه مشق شبمان را انجام داده باشیم آری اینگونه بود که کار با وبلاگ را شروع کردم و امروز که تقریبا سه ماه گذشته است می گویم ای کاش ترم اول دوره کارشناسی یعنی پنج سال پیش شما استاد ما بودی و بهتر بگویم معلم ما بودی چرا که برای من واژه  معلم از بار معنایی زیاد و مثبتی برخوردار است.

 می خواهم  از وبلاگ برای شما بگویم اما از کجایش ؟ بگویم که دانشجو چه کار می کند؟ بگویم که زمینه چه آشنایها و دوستی ها نمی شود؟ و یا چه ناراحتی ها و گاهی دشمنی ها ؟ چه بسیار چیز ها دیدم و ندیدم ؟ بگذریم که بزرگان گفته اند :

 

  « این نیز بگذرد » .

 

 پس ترجمه یک شعرکردی از " لطیف هلمت " را به همه شما تقدیم می کنم.

 

      بگذار باد سیاه زنگارها راببرد /  نرگسی می خواهد بروید

      بگذار تفنگی شلیک نکند /  بچه ای می خواهد بخوابد

      بگذار پادشاهان بی صدا شوند /  شاعری می خواهد بگوید

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 16:6  توسط سپیدار و صفا  | 

مقصود و منظورم اینه

روزگاری بود که می گفتند زمین مسطح است بعدها دریافتند که گرد است و امروز به نظر می رسد که شبکه ای است .

 

 

  نظام و یا گفتمان ارتباطاتی و اطلاعاتی در عصر حاضر که حاکمیت آن در نظام سرمایه داری است بیشترین تراکم زمان ومکان را بوجود آورده، جهان را به شبکه ای درهم پیچیده تبدیل کرده است که مارشال مک لوهان آن را "دهکده جهانی" نامید اما وقایع عصر اینترنت نشان داد که مردمان این دهکده بسیار از هم دور، بی تفاوت ، ناآشنا و حتی دشمن هم هستند.

چهار سال پیش وقتی برای اولین بار کتاب "انقلاب یا اصلاح "را خواندم جمله ای از کارل پوپر را به حافظه بلند مدت سپردم که زیبایی جمله برایم جالب بود اما حالا که مطالعه ، دانش و تجربه بیشتری درباره ارتباطات دارم آن جمله بیشتر برایم ارزش دارد . امروز اولاً وظیفه دارم وثانیاً دوست دارم این جمله را برای همه کسانی که مفهوم "دیگران " برایشان مهم است و نیز همه آنهایی که در عرصه ارتباطات فعالیت دارند درمیان بگذارم چرا که عقیده دارم بخش عمده ای از پیشداوریها ، تعصبها ، مشکلها ، تجاوزها ، جنگها و... که در همه سطوح فردي ، منطقه ای ، ملی ، بین المللی و... وجود دارد ، ناشی از کمبود و یا نبود شناخت ، آگاهی ، درک و تفاهم با دیگران است دیگرانی که می تواند استاد ، دوستی ، مدیری ، کارگری ، شهرخاصی ، یهودی با مسیحی ، آلمان با نپال ، زنی با شوهرش ، کودکی گرسنه در نایروبی و... باشد برای شناخت دیگران اولین مرحله برقراری ارتباط است در ساده ترین مدل ارتباطی سه عنصر : فرستنده ، گیرنده و پیام وجود دارد . دراین نوشته تاکید روی پیام است. درست می دانم حالا با خود می گویید پس این جمله چی شد . عجله نکنید کمی "دندان روی جگر بگذارید" . چقدر برایتان مهم است که مخاطب پیام شما را درک کرده یا خیر؟ وقتی از هر طریقی صوتی ، تصویری ، نوشتاری ، هنری و ...قصد انتقال پیام دارید تا چه حد به ساخت ، محتوی و نحوه ارایه پیام توجه دارید؟ با دانش مخاطب چه کار می کنید؟ اگر تا اینجا برایتان مفید بوده است پس شعار تبلیغی رادیو فردا (به دوستان خود بگویید) را در مورد این نوشته و به ویژه این جمله : "هیچ چیز آسانتر از دشوار نوشتن نیست" بکار ببرید به امید داشتن دنیایی انسانی تر و فردایی روشن تر .

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 9:15  توسط سپیدار و صفا  |