تبليغاتX
دیدگاههای انتقادی ارتباطات

دیدگاههای انتقادی ارتباطات

نظریه ، منتقدان ، ابعاد ملی و فرا ملی ، اقتصاد سیاسی

چرا می نویسیم؟

چندین روزاست می خواهم مطلبی بنویسم ولی وقتی شروع به نوشتن می کنم سوال مرموزی دستم رامی بندد انگار که نوشتن قوانین نانوشته ای داردکه شاید برای هرفردی به گونه ای مطرح می شود.مثل این سوالها که به من می گوید نوشتن چرا ؟باچه هدفی؟وبرای چه کسی؟چیزی شبیه الگوی ارتباطی هارولد لاسول و... شاید مشکل و یا دغدغه ای که در ذهنم است به سطح پالایش یافته ای نرسیده باشد که بتوانم به صورت یک سوال و مسئله قابل طرح بنویسم.در پایان می گویم: نوشتن سخت است صادقانه نوشتن سخت تر.بیایید نسبت به نوشته هایمان مسئولیت پذیر باشیم وخودمان اولین منتقد آن.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 9:16  توسط سپیدار و صفا  | 

حافظ روزنامه نگار

به نظرشماچراحافظ شعرگفت و اصولاْ ادبیات ماراشعرفراگرفته است؟

گونه ادبی حاکم برادبیات کلاسیک ایران راشعرهای منظوم تشکیل می دهد و نویسندگان ماعمدتاْشاعربوده اند.سوالی که ذهن مرابه خودمشغول کرده است این است که نویسندگان قدیمی ما چرا"شعر"رابرای ثبت وانتقال وانتشارپیام خود مناسب دانسته اند؟اصولا تمایزهای عمده "نظم"و"نثر"چیست؟ شاید توجه به تفاوتهای این دوتاحدی ذهنمان رانسبت به چرای مطرح شده روشن ورهنمون کند.اگردوستی دارید که اهل شعر و ادبیات است تفاوت این دورااز اوبپرسیدتاهم صحبتی کرده باشید و هم اینکه من درنقش مبلغ و متکلم وحده نباشم بعدکه متوجه تفاوت شدید به این سوال فکر کنید که آیا شاعران قرن۶تا۸ و عمدتاْ "حافظ"روزنامه نگارنبوده است؟ آیاحافظ به طورغیرمستقیم درنقش روزنامه نگارعمل نکرده است؟راستی به نظرشما اصلاْدغدغه حافظ ازسرودن شعردرآن دوره چه بوده است؟ حال فرض کنیم که حافظ یک روزنامه نگاربوده است شماچه نمره ای از صفرتا صدبه حافظ می دهید که توانسته است چنان باظرافت پیام خود را ازهزارتوهای سانسور و خودسانسوری و فضای استبدادی به ثبت برساند. وبه عنوان سوال پایانی که امیدوارم نقطه شروعی برای تفکردرمورد...باشد به شما دوستانwwwام میگویم: یک روزنامه نگارچگونه می تواند با توجه به شرایط سیاسی واجتماعی حاکم بر روزنامه نگاری ایران آنچنان بنویسد و پیام خود را منتقل کند که روزنامه و روزنامه نگار عمری دراز و مفیدداشته باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 11:16  توسط سپیدار و صفا  | 

هنر چهل تکه : زیبایی شناسی انتقادی آدرنو

"تئودور آدورنو از مهم‌ترين بنيان‌گذاران و نظريه‌پردازان مكتب فرانكفورت بود و در ايجاد نظريه انتقادي مكتب فرانكفورت، نقش مهمي داشت....این مطلبی است از خانم مریم باقری مطلب کامل را دراینجا بخوانید  
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 12:2  توسط سپیدار و صفا  | 

موضوع تحقیق

دراین ترم درس تخصصی نظریه ها و مفاهیم ارتباطات دارم و موضوع ارتباطات و اقتصاد را انتخاب کرده ام ومی خواهم بااستفاده از نظریه اقتصادسیاسی با دیدی انتقادی  رابطه دوجانبه ارتباطات واقتصاد را توصیف و توضیح دهم.چنانچه دربعد داخلی دوستان اطلاعاتی دارند برایم بفرستید.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 10:10  توسط سپیدار و صفا  | 

? who am i

دوستانم مراشهاب صدا می زنند و دیگران آقای محمدرضایی. انتخاب با شماست! مراچه بنامید. دانشجوی ارشد تحقیق در ارتباطات هستم. به گل و کوه و شبهای مهتابی و بچه ها علاقه دارم.گوش دادن و به اشتراک گذاشتن معرفت ودانش را می ستایم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 13:1  توسط سپیدار و صفا  | 

مطالعات انتقادی در ارتباطات

 مطالعات انتقادی درارتباطات به عنوان یکی ازروشهای تفکراجتماعی درعرصه ارتباطی باتکیه بر تاریخُ "اقتصاد و سیاست" "فرهنگ وهنر"واجتماع به نقد و بررسی در ارتباطات و نقش و کارکردهای اجتماعی رسانه های جمعی می پردازد و از مکاتبی چون مارکسیسم ـ ساختارگرایی ـ فرانکفورت ـ فمینیسم واقتصادسیاسی استفاده می کند. ماباشمادرموردموضوع های پیشنهادی به زبانی آشنا و شفاف و بدون پرده دانسته هایمان راباهم به کنش متقابل فرا می خوانیم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 14:46  توسط سپیدار و صفا  | 

معرفی (نخود هر آش!!!!)

ارتباطات وهمراه آشنایش اطلاعات موضوعی سهل و ممتنع است. در هرکلبه ای را بزنی،روی هر سایتی کلیک کنید،درهرمحفلی که بنشینی،ودوسه مورد هم شما بگویید تا من هم صمیمانه تر بگویم نخود هرآشی شده است و زندگی در عصرجامعه اطلاعاتی به آن وابسته است و عرض اندام در عرصه تعامل با قدرت سر تعظیم را برای این نخود فرومی آورد من همراه با شما به نقد این نخود سرگرم می شویم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 11:10  توسط سپیدار و صفا  |